به گفته «رولان بارت تا جامعه ایی ایجاد می شود هر کارکرد به گونه ای خودکار تبدیل به نشانه این کارکرد می شود و فرهنگ به این دلیل شکل می گیرد.» مراسم و آیینهایی که تفاوت کم رنگ در اشکالش ارتباط مستقیمی با تنوع جغرافیایی داشته, و با محتوایی کم و بیش یکسان در طول ماه محرم (از ماههای قمری) و به خصوص طی ده روز اول (و به صورت کم رنگ تر حتی در تمام طول مدت سال) آن برای بزرگداشت چیزی که «واقعه کربلا» می خوانیمش, «نشانه کارکردی» است که «کارکرد»ش مجموعه رویدادهایی است که در واقعیت تاریخی در بازه ایی از زمان در تاریخ 61 هجری قمری به وقوع پیوسته است.
بر اساس تعریف بارت ابتدا جامعه شکل می گیرد, جامعه ایی که بالقوه نظاره گر تبدیل کارکرد یک رویداد به نشانه کارکردش می شود. جامعه بدین طریق «فرهنگ» را شکل می دهد و «فرهنگ» جایگاهی خاص می یابد. در درون «فرهنگ» چیزی دلالت بر چیز دیگری می کند. «واقعه کربلا» به مثابه آنچه که امروزیان به رسم نیاکانشان قرنها با «تعزیه خوانی ها» ,« واقعه خوانی ها»,«سینه زنی ها»و... نشان دادند, چیزی است که دلالت می کند بر همان زمان تاریخی.
«واقعه کربلا» بدین شکل تبدیل به کارکردی فرهنگی می شود. کارکردی که تمام نشانه های کارکردش را در درون خود دارد. «واقعه کربلا» در درون فرهنگ, مسئله نمادینی است که نظامی نشانه شناسیک متاثر از جامعه ایی که مشتاقانه به بازتولید آن می پردا
برچسب:
نویسنده: ساناز باقریان
تاريخ: پنجشنبه
7 دی
1396 ساعت: 23:47