خرید بک لینک
«لمپنیزم» در ایران نمود یافته است، در جایی از تاریخ ما که ارزشها بیش از هر زمان دیگر دچار واژگونی نحسی شد. جایی حوالی نیمه قرن نوزدهم میلادی، زمانی که خواستیم اولین نسیم های مدرنیته را استشمام کنیم و از قانون سر دربیاوریم. از همان زمان بود که با قانون در افتادیم و همیشه سعی در تصاحب و به اضمحلال کشیدن آن را داشتیم. لمپنیزم در دل همین دوران زاده شد، چیزی که بیشتر از همه با ساختارهای اجتماعی و فرهنگی ما گره خورده بود و از آن تغذیه می کرد و خودش را به شکلهای مختلف در مقابل دولت و قانون قرار می داد و چه بسا گاهی هر دو را تصاحب می کرد. لمپنیزم در ایران و عنادش با قانون و دولت همچون «آنارشیسم» دارای تاریخی خود ارجاع و خود اندیش نیست، از محافل تولید دانش تغذیه نمی کند و حتی طرح و آرمانی از پیش تعیین شده برای خواستگاههایش ندارد. او تشنه حضور بلاواسطه است. تشنه دیده شدن آن هم به حاد ترین شکل ممکن. او بارها ثابت کرده به بهانه حضورش امکان هر نوع اتفاقی را باید انتظار داشت. او ترسیمی از آینده ندارد، همانطور که نسبت به تاریخ شکل گیریش هم نا آگاه است. لمپنیزم در ایران را نمی توان در محتوایش جستجو کرد بلکه باید رده پایش را در ساختار جامعه ایران درک کرد. از بالا به پایین و از پایین به بالا، از عمق به سطح و از سطح به عمق. هم وابسته هست و هم نیست. از خشونت لجام گسیخته در خیابانها تا محافل روشنفکری ت

برچسب: نویسنده: ساناز باقریان تاريخ: پنجشنبه 7 دی 1396 ساعت: 23:47

به گفته «رولان بارت تا جامعه ایی ایجاد می شود هر کارکرد به گونه ای خودکار تبدیل به نشانه این کارکرد می شود و فرهنگ به این دلیل شکل می گیرد.» مراسم و آیینهایی که تفاوت کم رنگ در اشکالش ارتباط مستقیمی با تنوع جغرافیایی داشته, و با محتوایی کم و بیش یکسان در طول ماه محرم (از ماههای قمری) و به خصوص طی ده روز اول (و به صورت کم رنگ تر حتی در تمام طول مدت سال) آن برای بزرگداشت چیزی که «واقعه کربلا» می خوانیمش, «نشانه کارکردی» است که «کارکرد»ش مجموعه رویدادهایی است که در واقعیت تاریخی در بازه ایی از زمان در تاریخ 61 هجری قمری به وقوع پیوسته است. بر اساس تعریف بارت ابتدا جامعه شکل می گیرد, جامعه ایی که بالقوه نظاره گر تبدیل کارکرد یک رویداد به نشانه کارکردش می شود. جامعه بدین طریق «فرهنگ» را شکل می دهد و «فرهنگ» جایگاهی خاص می یابد. در درون «فرهنگ» چیزی دلالت بر چیز دیگری می کند. «واقعه کربلا» به مثابه آنچه که امروزیان به رسم نیاکانشان قرنها با «تعزیه خوانی ها» ,« واقعه خوانی ها»,«سینه زنی ها»و... نشان دادند, چیزی است که دلالت می کند بر همان زمان تاریخی. «واقعه کربلا» بدین شکل تبدیل به کارکردی فرهنگی می شود. کارکردی که تمام نشانه های کارکردش را در درون خود دارد. «واقعه کربلا» در درون فرهنگ, مسئله نمادینی است که نظامی نشانه شناسیک متاثر از جامعه ایی که مشتاقانه به بازتولید آن می پردا

برچسب: نویسنده: ساناز باقریان تاريخ: پنجشنبه 7 دی 1396 ساعت: 23:47

گاهی زندگی کردن در گونه ایی از زیستن ها با وجود ضرورت هایش غیر ممکن می نماید، ما به پیش یا فرارفتن از آنها باور کردیم. باوری که نه از خودآگاهیمان برخاسته بلکه گویی بیش از آن به جایگاهی که پیرامونمان در نهانی ترین شکل ممکن ساخته ، وابسته است. مبارزه مان جهت غالب ننمودن آن پیرامون تنها افق خودآگاهیمان را محو نمی کند. ما کماکان با نظاره کردن به امر عادی و روزمره دیگران به آن حفره عمیق میان پیش یا فرا رفتن می اندیشیم و هنگامی که تخیلمان آن حفره را تجسم می بخشد، زمانیست که در دورترین فاصله قرار داریم. در فاصله بی خطر.

برچسب: نویسنده: ساناز باقریان تاريخ: پنجشنبه 7 دی 1396 ساعت: 23:47

صفحه بندی